خرید بک لینک
شب برای آرامشه. شب برای خوابه. شب وقتیه که هیاهوی روز خاموش میشه و لامپ های مهتابی آسمون روشن میشن... یعنی نورشون میتونه آسمون بدون خورشید رو روشن کنه؟ نه... ولی قشنگش میکنه و راه رو به گمشده ها نشون

برچسب: نویسنده: آرین رادمنش تاريخ: دوشنبه 19 اسفند 1398 ساعت: 22:32

میدونید چرا مرده شور دانشگاه رو ببرن؟یا لااقل مرده شور ادبیات دانشگاه را ببرن؟یا لااقل مرده شور پژوهش تو ادبیات دانشگاه رو ببرن؟چون با اینکه ادبیات "علم" نیست رفرنس میخواد!!!!! یعنی هر حرفی بدیهیییییی

برچسب: نویسنده: آرین رادمنش تاريخ: دوشنبه 19 اسفند 1398 ساعت: 22:32

پایان نامه م رو تحویل دادم. مال استاد مشاورم که نبودش رو گذاشتم توی دفتر بخش. استاد راهنمام سرش توی گوشیش بود و اصلا حالش خوب نبود ولی اوضاع جوری نبود که وایسم حال و احوال و دلجویی... من خیلی دانشجوی

برچسب: نویسنده: آرین رادمنش تاريخ: دوشنبه 19 اسفند 1398 ساعت: 22:32

هوا سرده. سرما رو دورتادور شونه هام حس میکنم. پشتم دیواره و دورم دیواره و دور دیوارا خونه س ولی سرمای پشت پنجره ها رو دورتادور شونه هام حس میکنم. یه نوار باریک از کنار پنجره معلومه. صبح شده ولی آفتاب سرماخورده و جای گرما عطسه ی سردش روی زمین می پاشه. صدای جیک جیک یخ زده ی گنجیشک ها میاد. از دور. از اون هواهاست که تا نفس میکشی طعم هوا، طعم یخ های مونده ته لیوان نوشابه میاد روی پرزهای زبونت. سرما داره از شونه هام سر میخوره سمت دستام.

تا کی میشه نوشت؟

برچسب: نویسنده: آرین رادمنش تاريخ: دوشنبه 19 اسفند 1398 ساعت: 22:32

کسی که مترجمی بلده باید ترجمه کنه و کسی که ویراستاری بلده باید ویرایش کنه. و لعنت به کسی که مترجمی بلده و ویرایش کنه.

مُتَراستاری هستم که مُتَرایش میکنم. مدیونید اگه فکر کنید موهام بخاطر همین سفید شده.

برچسب: نویسنده: آرین رادمنش تاريخ: دوشنبه 19 اسفند 1398 ساعت: 22:32

تاریخ دفاع مشخص شد. ساعت دفاع مشخص شد. جای دفاع مشخص شد. پذیرایی دفاع مشخص شد.

الان مونده اصلاح، پاورپوینت، دفاع.

اصلاح در این حد که بجای طاهره ایبد نوشتم سوسن طاقدیس و انقدر با قاطعیت نقدش کردم استاد مشاورم به شک افتاده رفته یه دور دیگه چک کرده اسم طرف چیه :))

خدایا شکرت!

میریم به سوی عاقبت بخیری تحصیلی اگه تا روز دفاع زنده باشیم...

برچسب: نویسنده: آرین رادمنش تاريخ: دوشنبه 19 اسفند 1398 ساعت: 22:32

سینما بودم.

فیلم دوزیست رو دیدم.

خوب بود.

آخرین بار کی بود سینما رفتم؟

نه خیلی هم خوب نبود.

معمولی خوب بود.

خوب خوب خوب نبود.

دلم یه فیلم بهتر میخواست.

آخرش خرابش کرد.

فیلم بعدی...

برچسب: نویسنده: آرین رادمنش تاريخ: دوشنبه 19 اسفند 1398 ساعت: 22:32

خود خیلی سال پیشم، سلام. خوبی؟میدونم خوب نیستی. تنهایی. فقط کتابا و خواب و خیالاتتو داری و هیچکس بهت یه نگاه هم نمیندازه. آدما رو دوست نداری چون دوستت ندارن. کم طاقتی. عصبانی میشی. دلت میخواد خیلی وقت

برچسب: نویسنده: آرین رادمنش تاريخ: دوشنبه 19 اسفند 1398 ساعت: 22:32

صفحه بندی